delinquent
بزهکار
256
reject
نپذیرفتن
257
deprive
محروم کردن از
258
spouse
همسر
259
vocation
حرفه
260
unstable
ناپایدار
متزلزل
261
homicide
قتل
قاتل
262
penalize
اجحاف کردن
ظلم کردن
263
beneficiary
ذینفع
بهره مند
264
reptile
جانور خزنده
265
rarely
به ندرت
266
forbid
ممنوع کردن
267
logical
منطقی
268
exhibit
به نمایش گذاشتن
269
proceed
پیش رفتن
270