rapid
سریع
316
exhaust
تا آخر مصرف کردن
خسته کردن
317
severity
شدت
318
feeble
ضعیف
319
unite
متحد کردن
یکی کردن
320
cease
متوقف کردن
321
thrifty
صرفه جو
322
miserly
خسیس
323
monarch
فرمانروای مطلق
324
outlaw
قانون شکن
325
promote
ترفیع دادن
ایجاد کردن
326
undernourished
سوء تغذیه
327
illustrate
با مثال توضیح دادن
328
disclose
فاش کردن
329
excessive
بیش از حد
330