commuter
مسافر هر روزه
361
confine
محبوس کردن
362
idle
بیکار
تنبل
363
idol
بت
محبوب
364
jest
شوخی کردن
شوخی
365
patriotic
میهنی
میهن پرستانه
366
dispute
مخالفت
جر و بحث
367
valor
شجاعت
368
lunatic
احمق
369
vein
سیاهرگ
رگه
370
uneventful
بی حادثه
بدون رویداد مهم
371
fertile
بارور شده
حاصلخیز
372
refer
اشاره کردن
ارجاع کردن
373
distress
درماندگی
مخمصه
374
diminish
کاهش دادن
تضعیف کردن
375